وارد شوید

تنها برای اعضای سایت.

hosting از تخفیف های ویژه هاستینگ از سرورهای بزرگ دنیا برخوردار شوید.

کاربران انلاین

هم اکنون 0 کاربر و 0 میهمان انلاین هستند.

راز سروری و یزرگی

اهل بیت
مطلبی که در زیر می خوانید از کتاب علامه سبط بن جوزنی از عالمان بزرگ اهل سنت قرن هفتم هجریست :

حسن و حسین (ع) مریض شدند رسول خدا در حالی که ابوبکر و عمر همراهش بودند، از ایشان عیادت کردند و گروهی از مردم عرب نیز به عیادت آنها رفتند، گفتند : یا ابوالحسن اگربرای شفای فرزندانت نذری می کردی خوب بود هر نذری را هم که لازم نیست وفا کنند ! بنابراین مشکلی نیست !
علی (ع) فرمود : "نذر می کنم که اگر پسرانم از این بیماری شفا یابند سه روز برای خدا به پاس این مرحمتش روزه بگیرم"

و فاطمه نیز چنین گفت و کنیزی داشتند به نام فضه ، او نیز همین سخن را گفت پس آن دوکودک بهبود یافتند در حالی که نزد آل محمد (ص) از کم و زیاد هیچ چیز نبود، علی (ع) نزد سمعون بن حانای یهودی رفت و از او سه صاع جو وام گرفت و نزد فاطمه (ع) آورد ، فاطمه (ع) یک صاع را آسیاب کرد و از آن پنج گرده نان برای هر کدام یک نان فراهم کرد و علی (ع) نماز مغرب را با پیامبر (ص) خواند سپس به منزل برگشت و خوراکی را جلوشان گذاشتند ناگهان سائلی یا مستمندی به در خانه آمد و گفت:دردو بر شما ای اهل بیت محمد (ص) من مستمندی از مستمندان مسلمانم غذایی به من بدهید ، خداوند از غذاهای بهشت به شما مرحمت کند، علی (ع) سخن او را شنید و گفت : "
شعری با این مضمون :

فاطمه ای صاحب عظمت و یقین، ای دختر بهترین همه مردم! آیا این درمانده بی چیز را نمی بینی که با آه و ناله در خانه ایستاده؟ در حالی که به خدا شکوه می کند و خوار و مسکی است ، گرسنه و غمگین به ما دردل می کند.هر کسی در گرو عمل خویشتن است و آن که کارهای نیک کرده به زودی خواهد دید . وعده گاه او مقامات بالای بهشت است که خداوند آن را بر شخص بخیل حرام کرده است. و برای بخل جایگاه ذلت و خواری است که او را به زندان آتشین اندازند. آشامیدنیش آب داغ و زرداب است.

فاطمه با شنیدن سخنان علی(ع) گفت :
" هم اکنون او را اطعام می کنم و باکی ندارم و چون گرسنه ای را سیر می کنم. امیدوارم که به نیکان و جمع خوبان بپیوندم و ساکن بهشت جاودانه گردم و شفیع من باشد! "

ابن عباس می گوید : خوراکشان را به فقیر دادند و آن روز و شب را چیزی جز آب نچشیدند و چون روز دوم شد ، فاطمه(ع) مقداری از جو را دستاس کرد و از آن پنج گرده نان پخت و علی(ع) نماز مغرب را در مسجد خواند و به منزل آمد ، یتیمی به در خانه آمد و گفت : سلام بر شما اهل بیت محمد(ص) من یتیمی از فرزندان مجاهدانم که پدرم به شهادت رسیده است، از آنچه به شما مرحمت کرده به من مرحمت کنید خداوند از غذاهای بهشت به شما مرحمت کند! علی(ع) فرمود :
" فاطمه ای دختر سرور بزرگوار، دختر پیامبری که هیچ اثری از بدی در وی نیست. خداوند این یتیم را به خانه ما رهنمون شده ، براستی که خداوند بهست را بر شخص فرومایه حرام کرده است . روز قیامت فرومایگان را به جهنم می برند در حالی که نوشابه اش زرداب است و آب جوشان ، و هر که امروز بخشش کند در بهشت جا دارد و آشامیدنیش خالص و از حوض کوثر است "
و فاطمه(ع) گفت : "من او را طعام می دهم و باکی ندارم و به خاطر خدا او را بر فرزندانم مقدم می دارم تا آنها که فرزندان منند شب را گرسنه بمانند! "

غذایشان را به آن یتیم دادند سپس روز دوم را مثل روز اول صبح و شب را گذراندند و چون روز سوم رسید فاطمه(ع) باقیمانده جو را دستاس کرد و نانی پخت و بر سر سفره آورد، علی(ع) پس از نماز مغرب به خانه آمد ، اسیری در خانه را زدو گفت : سلام بر شما اهل بیت محمد(ص) من اسیری نیازمندم که شما مسلمانان مار ار اسیر گرفتید ولی غذا نمی دهید ، از مازاد آنچه خداوند بر شما روزی کرده مرا مرحمت کنید، علی با شنیدنسخنش گفت :
" فاطمه ای دختر پیامبر، احمد! دختر پیامبر، سرور والا مقام! نسبت به اسید دربند ما منت بگذار، هر که امروز او را اطعان کند فردای قیامت نزد خدا بلند مرتبه بزرگ والامقام ، آن را می یابدو هر که امروز بذر خیرات بکارد بزودی محصول آن را می درود."

فاطمه در پاسخ گفت : " امروز جز ده سیر جو نزد ما باقی نمانده در حالی که دست و بازویم آزرده شده به خدا قسم که پسرانم از گرسنگی آزرده اند در حالی که پدرشان کار خیر انجام می دهد "

آنگاه نان را برداشتند و به اسیر دادند، همین که روز چهارم رسید علی(ع) بر رسول خدا وارد شد، در حالی که دو پسرش همچون جوجه های مرغ همراهش بودند چون رسول خدا(ص) آنها را دید ، فرمود:"دخترم کجاست" علی(ع) عرض کرد:"در محراب مشغول عبادت است" رسول خدا(ص) خود از جا برخاست وارد خانه فاطمه(ع) شد، دید شکم فاطمه بر پشتش چسبیده و چشمانش از زیادی گرسنگی گودی افتاده

پیامبر(ص) فرمود : گ پناه بر خدا، آل محمد از گرسنگی می میرند!" جبرئیل نازل شد در حالی که آیه "( یوفون بالنذر و یخافون یوما کان شره مستطیرا )" را قراعت می کرد.

نگارنده : این است راز بزرگی و سروری آل محمد(ص) بر تمام عالمیان.
خوش بحال ما که رهرو و شیعه همچنین بزرگانی هستیم و خدا ما را در این راه موفق گرداند.

نظرات

امیدوارم که به

امیدوارم که به نیکان و جمع خوبان بپیوندم و ساکن بهشت جاودانه گردم جمله عجیب ایست از زبان فاطمه که در آن مفهوم امید، خوف و رجا را با هم دارد